لمس عشق چهار

مطلب زیر از مطالعه گلستان سعدی، ویرایش هوشنگ گلشیری به زیور طبع آراسته شده است.

  1. نیک و بد چون همی بباید مُرد

خُنُک آن کس که گوی نیکی برد

سعدی

  1. چو جنگ‌ آوری با کسی برستیز

که از وی گزیرت بود یا گریز

سعدی

  1. دولت جاوید یافت هر که نکونام زیست

کز عَقِبش ذکر خیر زنده کند نام را

سعدی

  1. باران که در لطافت طبعش خِلاف نیست

در باغ لاله روید و در شوره بوم خس

سعدی

  1. بنده‌ی حلقه به گوش ار ننوازی برود

لطف کن، لطف که بیگانه شود حلقه به گوش

سعدی

  1. ای آن که به اقبال تو در عالم نیست

گیرم که غمت نیست، غم ما هم نیست؟

سعدی

  1. مجال سخن تا نبینی ز پیش

به بیهوده گفتن مبر قدر خویش

سعدی

  1. گر بر سر و چشم ما نشینی

بارت بکشم که نازنینی

سعدی

  1. لقمان را گفتند: حکمت از که آموختی؟ گفت: از نابینایان که تا جای نبینند، پای ننهند.

گلستان سعدی

  1. اندیشه کردن که چه گویم، به از پشیمانی خوردن که چرا گفتم.

گلستان سعدی

شاد زی و دیر پای

پاسخی بگذارید